تبليغاتX
جايي آن دورترها


جايي آن دورترها







دروغ ها راست میگویند

در این خلوت شلوغ

در این ازدحام بی کسی

فریاد سکوتم را کسی نمیشنود

و آغاز پایان مرا

کسی باور ندارد

نزدیکی به خودم چقدر دور شده است

دروغ ها راست میگویند

عقربک های ساعت

برای عشق نمی ایستند

زمان باد راهم جا میگذارد

مجالی برای ماندن نیست

بادبادکها بازیچه یک باد میشوند

انگار پرواز از ياد رفته است

وقتي اوجي براي پريدن نيست

باید رفت

جایی برای ماندن نیست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 10:42  توسط مرجان فاطمی  | 


چه خوبه که مسعود اینجاست

با بودنش بازهم هر روز یه شعر تازه روی دیواره

یه هفته نیومدم سر کار

فکر می کنم این جدید ترین نوشته روی دیوار باشه:


دشنامم نثار هر دیگری که باید

لا اقل در مرام من نبوده هیچ

مگر مواقع ممکنی

که به اینجایم رسیده باشد

چاقوی بی چرای تو

و

گلوی پر سوال من!

                                "سید علی صالحی"

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387 ساعت 9:9  توسط مرجان فاطمی  |